آيين‌هاي نوروزي

آيين‌هاي نوروزي

 

خانه‌تکاني

خانه‌تکاني از آئين‌هاي نوروز است.ده پانزده روزمانده به نوروزخانه تکاني شروع مي‌شود.در اين آئين،همه وسايل خانه گردگيري وپاکيزه مي‌گردد.پس ازخانه تکاني،نوبت سبزه کاشتن مي‌شود.مادران حدوديک هفته مانده به نوروز، مقداري گندم وعدس وماش وشاهي در ظرف‌هايي زيبا مي‌ريزند و خيس مي‌دهند تا آهسته آهسته برويد و براي سفره نوروزي آماده گردد.

 

ديد و بازديد

ديد و بازديد رفتن تا پايان روز ۱۲ فروردين ادامه دارد،اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن و... مي‌روند.روزهاي بعد نوبت اقوام دورتر فرا مي‌رسد وسر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر مي‌زنند.حتي اگرکساني در طول سال به علت کدورت‌هايي که پيش آمده از احوال پرسي يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمي براي رفع کدورت مي‌شمارند و راه آشتي و دوستي در پيش مي‌گيرند.

 

مسافرت نوروزي

از آنجا که در ايران مدارس در ايام نوروز تا ۱۳ فروردين تعطيل است،فرصت خوبي براي سفر کردن به دست مي‌آيد.مردم به شهرهاي ديگر ونقاط خوش آب وهوا ي کشور که درايام نوروز از آب وهواي معتدل برخوردار است، سفر مي‌کنند.سفرهاي زيارتي نيز که از ديرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معني که عده زيادي شب عيد به مشهد مي‌روند و پس از يکي دو روز به خانه و کاشانه خود باز مي‌گردند.

 

گردآوری مطلب از شادی عسگری فرد

جهانبین در زمستان

View Full Size Image

صعود زمستانی به قله ی جهانبین - اعضای نوجوان مرکز فرهنگی هنری هفشجان

عکس : شیرین عسگری فرد

وجه تسميه هاي رايج در مورد اماکن ديگر

وجه تسميه هاي رايج در مورد اماکن ديگر

کوه جهانبين

با ايستادن بر قله آين کوه جهان را مي توان ديد و يابه قولي جهان زير پاي انسان قرار مي گيرد . پيرمردان شهر معتقدند اگر کسي به قله اين کوه برود (قله ي نا) مي تواند بخشي از ميزدج ، کيار ، لار و قسمت زيادي از شوراب صغير و سد شاه عباس را ببيند . آنها مي گويند اگر کسي شب در قله بماند مي تواند روشنايي چراغهاي استان اصفهان را هم ببيند . البته در مورد نامگذاري اين کوهها به نام جهانبين افسانه هايي هم وجود دارد که اعضاي مرکز آنها را جمع آوري نموده اند . يکي از اين روايتهاي را به پيوست آورده ايم .  

اگر برديده چشمت بود نور       برو برقله ي آن اصفهان بين

تهیه مطلب از :شادی و شیرین عسگری فرد

تاریخچه ی پیدایش شهر هفشجان

تاريخچه ي پيدايش شهر

هفشجان شهريست سرسبز که بر دشتي وسيع آرميده است . اين شهر به دليل موقعيت جغرافيايي خاص اش ( محصور بودنش در ميان کوهها ) همواره مأمن انسانهاي آزاده بوده است .بر طبق آثار به جا مانده از گذشته ، قدمت اين شهربه دوره ي قبل از اسلام مي رسد و اين شهر در راه جاده ي تاريخي دز پارت قرار داشته است .  در گذشته اين شهر رونق خوبي داشته است. در کناره ي اين شهر هفت تپه تاريخي وجود دارد که به تپه هاي اسکندري معروف هستند . ارتفاع يکي از اين تپه ها 80 متر مي باشد . بر طبق شواهد اين تپه ها متعلق به دوره ي سلوکيان مي باشد . يکي از اين تپه ها کارخانه ي ساخت ظروف سفالي بوده است . اين امر بيانگر شغل مردم اين منطقه در گذشته هاي دور مي باشد .در کناره ي اين شهر کوه بلند جهانبين قرار دارد که قديمي ترين سنگ نوشته ي استان درسنگ بند قلعه اي بر بلنداي اين کوه قرار گرفته است.(برخي محققين اين سنگ نوشته را متعلق به تمدن ايلامي يا قبل از آن مي دانند . خط اين سنگ نوشته چيزي بين خط ميخي و خط تصويري مي باشد )

به دلايل نا معلومي اين شهر در دوران پس ازاسلام رونق خود را از دست داده است . در حدود قرن چهارم  دوباره دراين منطقه بناي شهري گذاشته مي شود و اين بار در قسمت شمال غربي و قلعه اي به نام آقا افضل ساخته مي شود . در حال حاضراز آن منطقه هم جز خرابه ها  چيزي باقي نمانده است. بناي شهر فعلي حدود پانصد سال پيش گذاشته شده است . مهمترين سند اين مدعا قبرستان قديمي شهر است . در اين قبرستان سنگ نوشته هايي متعلق به چهارصد سال پيش  يافت شده است.

به دليل محصور بودن اين منطقه در بين کوههاي جوان زاگرس آب و هواي اين منطقه سرد تر از مناطق اطراف مي باشد . کوه جهانبين با ارتفاع 3332 از سطح دريا در بعضي نقاط خود همه ي سال برف دارد .

فاصله ي اين شهر تا مرکز استان 18 کيلومتر مي باشد . از سمت مغرب به کوههاي جهانبين ، از سمت شمال و شرق به کوههاي بزلر، روستاي طاقانکو سيرک و از سمت جنوب به تپه هاي جهانبين و روستاي نوآباد منتهي مي شود .

وجه تسميه ي شهر

در مورد وجه تسميه ي اين شهر دو عقيده وجود دارد :

اين شهر را پادشاهي به نام هوشنگ بنا گذاشته است . به همين دليل نام شهر را هوشنگان گذاشته اند . به مرور زمان حرف «و» و «ج»  تيديل شده به «ف» و «ج» و نام شهر هفشجان گرديده است .

بعد از جنگها يي که باعث ويراني شهر شدند . هفت برادر پا به اين منطقه گذاشتند . براي اينکه از شر مهاجمان در امان با شند . دور تا دور منطقه ي خودشان را خندق کندند .اين برادرها بسيار شجاع بودند ؛ و از مردم در مقابل زورگويان حمايت مي کردند . براي همين به منطقه ايي که آنها زندگي مي کردند  « زمينهاي هفت شجاعان » مي گفتند .اين قول معتبر تر مي باشد . چراکه زمين هاي اين شهر هفت دانگي مي باشد . دانگ هفتم را دانگ «همگري» مي گويند . در اين رابطه هم نقل قولي هست که مي گويد: «يکي از اين بردار ها به سفر مي رود و مدتها باز نمي گردد. برادر هاي ديگر زمين ها بين هم تقسيم مي کنند . وقتي برادرشان باز مي گردد هرکدام از آنها قسمتي از زمينش را برميگرداند که به اين سهم ، دانگ «همگري» مي گويند . »

هفشجان را بشناسیم

 

  نمایی از طبیعت دامنه ی کوه جهانبین- شهر هفشجان