ایرانیان هزاران سال است که بلند ترین شب سال را با قصه کوتاه می کند. آن ها دور خورشید کلام قصه گویان جمع می شوند تا تاریکی طولانی شب را از خاطر ببرند.

ویژه برنامه یلدای قصه های ایران با حضور ۶۰نفر از اعضای دختر ( کودک و نوجوان)- والدینشان -بخشدار شهرستان شهرکرد - شهردار شهر هفشجان و رئیس ستاد یادواره ی شهدای شهر هفشجان در تاریخ ۲۸/۰۹/۹۰ ساعت ۱۴ الی ۱۶ در سالن مرکز برگزار شد.

هدف از اجرای این فعالیت حفظ ارزشهای بومی محلی و تکریم قصه گویان بومی بود. دراین ویژه برنامه مادر بزرگ ها و پدربزرگ هایی حضور داشتند که در طرح جمع آوری قصه های بومی منطقه با مرکز همکاری داشتند.

 برنامه های اجراشده در این ویژه برنامه به ترتیب اجرا عبارتند از :

اجرای تلاوتی از آیات قرآن مجید توسط عضو کودک مرکز خانم سیده زهرا واحدی

اجرای دکلمه توسط عضو کودک خانم مهرانه محمودی با موضوع ماه محرم

سخنرانی آقای پیروزی در رابطه با آداب و رسوم مردم شهر هفشجان در شب یلدا

اجرای قصه ی محلی با عنوان خضر نبی و پسر خارکن توسط  آقای پیروزی

شاهنامه خوانی و اجرای قصه ی نبرد ایرانیان و تورانیان (نبردرستم با تورانیان) توسط عمو رستم( رستم عالی پور پیرمردی نود چند ساله است که سواد مکتب خانه ای دارد.)

اجرای یکی از مراسمات شب یلدا (فال بلونی: در این فال ابتدا همه ی افراد خانواده یک شی را به داخل کوزه ی سفالی که به آن بلونی می گویند می اندازند.دلیل انداختن شی این است که هیچ کس متوجه نشود فالی که خوانده می شود از آن کیست. روی بلونی را روسری که تا به حال پوشیده نشده می اندازند. یک کودک روی بلونی را بر می دارد. بقیه در همین زمان صلوات می فرستند و برای آمرزش روح درگذشتگان حمد و سوره می خوانند. کودک یک شی از توی بلونی در می آورد و بزرگ تر مجلس با کتاب حافظ و یا فایز دشتستانی فال می گیرد. او شعر را می خواند و چند جمله ای هم در مورد تعبیر خود از شعر خوانده شده می گوید.)

اجرای قصه توسط خانم مهدوی (قصه گوی محلی )

اجرای قصه ی تخت سممبر توسط عمو رستم قصه گوی محلی

ارائه مطلب  یکی از مراسمات مردم شهر هفشجان در شب یلدا(توتو: غروب سی ام آذر پسربچه ها  یک دستمال یا روسری بر می دارند و گوشه ی آن را یک نخ می بندند. آن ها روسری یا دستمال را توی حیاط همسایه ها و آشنایان می انداختند و می گفتند تو تو تو تو صاحبخانه مقداری آجیل و یا خوراکی دیگری که در خانه داشته توی دستمال او می گذاشته و نخ را می کشیده تا پسربچه بداند که باید دستمالش را ببرد.مردم حضورپسر بچه ها را با صدای تو تو تو بسیار خوش یمن می دانستند. گاهی اوقات از کسی که پسر بچه داشته خواهش می کردند که حتما پسرآن ها به خانه یشان سر بزند و تو تو تو بگوید. به نظر می رسد صدای تو تو تو صدای فاخته باشد که در این منطقه پرنده ی خوش یمنی محسوب می شود.)

در پایان برنامه ها بخشدار محترم شهرستان شهرکرد و هیأت همراه از مرکز بازدید نمودند.در این بازدید بخشدار قول دادند تعدادی کتب مرجع به مرکز هدیه  نمایند.