آثار بچه در طرح کانون ومدرسه واقعا خواندنی است . برای همین ما تصمیم گرفتیم از بین آثار اعضا کودک در طرح تعدادی را انتخاب کنیم و در این قسمت به نمایش بگذاریم . امیدواریم شما هم از خواندشان لذت ببرید.
راضیه دامن افشان
نامه ای برای سلیمان
من بلقيس هستم . فرمانرواي کساني که خورشيد را مي پرستند .نمي دانم ، نمي دانم چرا خورشيد مي رود و جاي خود را به ماه مي دهد . نمي دانم خورشيد چه کاري براي ما انجام مي دهد که ما همه او را مي پرستيم . شايد بهتر باشد ماه را هم بپرستيم چراکه وقتي خورشيد مي رود او مي آيد . اما ماه هم مي رود دوباره خورشيد مي آيد .من خيلي کنجکاو بدانم خدايي که تو مي پرستي چگونه است . امروز که نامه ي تو برايم رسيده و تو در آن نام خدايت را برده اي ، خدايي که من تا بحال او را نديده ام و نمي دانم اين خداکيست ؟ من که او را نديده ام . شايد اين خدا فقط متعلق به تو و قصرت باشد . کاش مي شد خدايت را ببينم .
- سرورم ! نامه ي سليمان را بسوزانيم ؟
- نه آن را به من بدهيد . من به قصر سليمان مي روم .
سليمان ! سلام
من همسرت بلقيس هستم . وقتي به قصر تو آمدم و تاج و تخت خود را در آنجا ديدم پي به قدرت خداي تو بردم . و از تو پرسيدم خداي تو کجاست ؟ من مايلم او را ببينم .
تو گفتي : خداي من ناپيداست او مرا مي بيند اما کسي او را نمي بيند . تو از نشانه هاي وجود خدايت گفتي و اينکه ماه و خورشيد نشانه هاي وجود او هستند . من آن وقت به خداي تو ايمان آوردم . حالا که در ايوان قصرم نشسته ام و نسيم عصر مي وزد بايد بگويم که خدايکتاست . از وقتي به او ايمان آورده ام خطري مرا تهديد نمي کند .
مريم طالبي
نامه ای برای یوسف
يوسف تو از کودکي خوب و مهربان بودي . حق تو نبود که بدست برادرانت در چاه بيفتي . من برايت گريه کردم و ناراحت بودم . تو با کاروان از کنعان رفتي و پدرت يعقوب ناراحت بود . به قصر فرعون رفتي و با زليخا زندگي کردي تا بزرگ شدي . شايد فکر کني که چه زندگي سختي را گذرانده اي . اما تو مي د اني پدرت چه گذرانده است ؟ مي داني چقدر دلش براي تو تنگ شده است ؟ مي دانم که تو هم دلت براي او تنگ شده . حالا تو بزرگ شده اي و مردخوب و مهرباني و با ايماني هستي تو برادرانت را که به چاه انداختندت دوست داري . دل تو ، دلي ساده و مهربان است . حتمن آن ها را مي بخشي برادرانت مي خواستند تا خودشان جانشين پدرت باشند . تو که راضي هستي آنها جانشين پدرت باشند و جاي تو را بگيرند؟ پس اگر راضي هستي بايد آنها را ببخشي . من دارم از تلويزيون فيلم زندگي تو را مي بينم و هي از خودم مي پرسم آيا تو آنها را مي بخشي ؟
شقايق صيدالي